مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
556
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - عبداللَّه بن حسن گفت : « ما در اينجا گرد آمدهايم تا با مهدى ( موعود ) محمد بن عبداللَّه بيعت كنيم . » در اين وقت جعفر بن محمد عليهما السلام از در وارد شد . عبداللَّه بن حسن كه آن حضرت را ديد ، در كنار خويش جايى براي آن جناب باز كرد وأو را پهلوى خويش نشاند وهمان سخنى را كه به من گفته بود ، با آن حضرت نيز اظهار داشت . حضرت صادق عليه السلام به أو فرمود : « اين كار را نكنيد ، زيرا هنوز زمان آن ( يعنى قيام مهدى موعود ) نرسيده است . » وبه دنبال اين سخن ، امام عليه السلام عبداللَّه را مخاطب قرار داد وبه سخن خويش ادامه داد وفرمود : « اگر تو گمان كردهاى كه اين پسرت مهدى ( موعود ) است ، چنين نيست واكنون زمان آمدن أو نيست . اگر مىخواهى أو را وأدار به قيام كنى تا از دين خدا جانبدارى كند وامر به معروف ونهى از منكر كند ، با اين وضع به خدا ما تو را كه بزرگ ما هستى ، نمىگذاريم وبا پسرت بيعت كنيم ! » عبداللَّه از اين سخن در خشم شد وگفت : « تو خود مىدانى كه مطلب اين طور نيست كه مىگويى ؛ ولى حسدى كه نسبت به پسر من دارى ، شما را وأدار به اين سخن كرده است . » حضرت فرمود : « به خدا حسد مرا وأدار نكرد تا اين سخنان را بگويم ؛ بلكه اين مرد وبرادران وفرزندانشان - ودست به پشت أبو العباس زد - به خلافت مىرسند نه شما . » آنگاه دست به شانهء عبداللَّه بن حسن زد وبه أو فرمود : « به خدا منصب خلافت به تو وبه فرزندانت نخواهد رسيد ، بلكه اين منصب بدانها مىرسد وپسران تو مقتول خواهند شد . اين سخن را گفت وبه دست عبد العزيز بن عمران زهرى تكيه كرد واز جا برخاست . سپس به من رو كرد وفرمود : « آنكه رِداى زرد بر دوش داشت ، ديدى ؟ » مقصود أو أبو جعفر منصور بود . عرض كردم : « آرى . » فرمود : « به خدا سوگند مىبينم كه أو محمد بن عبداللَّه بن حسن را مىكشد ؟ » من با تعجب پرسيدم : « محمد را مىكشد ؟ » فرمود : « آرى . » من پيش خود گفتم : « به خداى كعبه سوگند ، حسد أو را وأدار به اين حرف كرده است ؛ ولى قسم به خدا از دنيا نرفتم تا آنكه ديدم منصور محمد وبرادرش را كشت . » وبالجملة سخن جعفر بن محمد عليهما السلام كه به پايان رسيد ، آنها كه در آن انجمن بودند ، از جا برخاستند وپراكنده شدند وپس از آن نيز در جايى انجمن نكردند . عبد الصمد ( بن علي بن عبداللَّه بن عباس ، عموى منصور ) ومنصور به دنبال امام صادق آمدند واز آن حضرت پرسيدند : « به راستى آنچه گفتى خواهد شد ؟ » فرمود : « آرى به خدا چنين خواهد شد ومن از روى علم سخن گفتم . » علي بن عباس به سندش از عنبسة بن بجاد عابد روايت كرده [ است ] كه هر وقت جعفر بن محمد عليهما السلام -